پسر هايم

سلام .04.gif

قبلا گفته بودم كه اينجا در مورد دو پسرم 07.gifبراتون مينويسم ولي راستش هر وقت ميومدم بنويسم نمي دونستم چي بگم كه براتون مفيد يا جالب باشه .22.gifالبته از نظر هر پدر ومادري تمام زندگي فرندانشون جالب وخاطره انگيزه ولي خوب در مورد بقيه ... نمي دونم .

محمد مهدي  پنج ماهشه و علي عباس 5 سالشه .ماشاء الله محمد مهدي خيلي خوش اخلاقه .مرتب ميخنده 01.gif.كلا از اون بچه نق نقوها نيست و هواي مامانشو داره .تو همين مدت كم تو دوست و آشنا كلي هوادار پيدا كرده 10.gif.علي عباس هم خيلي دوستش داره 07.gifو البته مثل بيشتر خواهر و برادرهاي بزرگتر تو اين سن وسال، محبتش يك دفعه زيادي گل ميكنه .مثلا وقتي محمد مهدي مي چرخه يا به اصطلاح ميگن غَلت ميزنه بعد از يك مدتي خسته ميشه و گريه ميكنه چون هنوز نميتونه به حال اول برگرده ، اونوقته كه داداش بزرگش از راه ميرسه و داد و فرياد ميكنه كه مامان بيا برش گردون، و يا حتي از همون اول نميگذاره كه غلط بزنه تا بعدا اينجوري بشه 15.gif.

حتما در مورد بلاهايي كه خواهر و برادرهاي بزرگتر سر كوچيكه در آوردن چيزهايي شنيدين16.gif .الحمد الله علي عباس اونطوري نيست و خيلي مواظبه .اگه هم يك موقعي از رو بچگي كاري بكنه تا مدتها گريه ميكنه و عذاب وجدان داره 21.gif. علي عباس فكر ميكنه محمد مهدي خيلي دوستش داره .راستش ما اينجوري بهش گفتيم و محمد مهدي هم خوب تحويلش گرفته چون هر وقت داداشش رو ميبينه براش دست و پا ميزنه و ميخنده .براي همين هر وقت به خاطر توجه ما به محمد مهدي حس حسادتش گل ميكنه ما رو ميزنه 26.gifنه اونو يا يك جورايي حواس مارو به خودش متوجه ميكنه .كه البته معمولا هم از طريق منفي ، يعني با خرابكاري11.gif .

ماشاء الله خيلي پر تحرك و شيطونه .هر كار بدي هم كه ميكنه فورا مياد گزارش ميده 16.gif.آدم نميدونه اون موقع دعواش كنه يا هيچي بهش نگه.رو اين قضيه مدتها در گير بوديم .با وجود ابن كارهاش خيلي عاطفيه .هر كاري هم كه بكنه ما حق نداريم ناراحت بشيم فوري به آقا برميخوره و ناراحت ميشه .اصلا نمي خواد پاي عقوبت كارهاش بايسته .موقعي كه مياد كارهاي بدشرو رو كنه بعدش معذرت خواهي ميكنه و ميگه كه ديگه اين كارها رو تكرار نميكنه ولي ما ميدونيم كه دوباره تكرار ميكنه اونوقت بخشيدن كارهاش خيلي سخته 15.gif.ياد خودمون ميفتم كه هر كاري باب ميلمون هست انجام ميديم و بعد از خدا ميخوايم كه ما رو ببخشه و تازه باوجود اينكه اون كارها رو تكرار ميكنيم به خدا قول ميديم كه ديگه سراغ گناه نميريم .و خدا چقدر بزرگ و مهربونه كه با وجود اينهمه بدي بازهم محبتش رو از ما دريغ نميكنه .البته اعوذ بالله اصلا قابل قياس نيست ولي فكر كنم پدر ومادرها بفهمند كه من چي ميگم .

راستي 14 فرودين وبلاگ خاله زهرا يك ساله ميشه . منکه از اين دنيای نسبتا مجازی خيلی چيزها ياد گرفتم .اميدوارم اين وبلاگ برای بقيه هم مفيد باشه .

/ 21 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامد

سلام خاله زهرا . بهتر بود به جای تصميم عجولانه و نوشتن کامنت هايی که حاکی از عصبانی بودن شما داره چند بار کامنت من را مرور می کرديد تا اين طور تصميم نگيريد . اين دو خطی است که من برای شما گذاشته ام و شما را اينقدر آشفته کرده :((خاله خانم شما و اقا محمد ماشاالله همه جا دنبال اشکالات کار می گرديد تا تذکر بديد من موندم چه جوری تو صفحه با زمينه سفيد شما هم متنی با رنگ سفيد نوشتيد . برام جالب بود )) من نه گفتم شما از روی خصومت کامنت ميذاريد ، نه گفتم شما بياييد برای من به به و چه چه کنيد و نه اصلا به تعريف های الکی شما يا به قول شما خيلی ها نياز دارم . خدا را شکر هيچ گاه هم کشکول من مثل بعضی وبلاگها نبوده و حاضرم به شما ثابت کنم که نود درصد کامنت هايی که برام ميذارن حرف دلشون هست و نظر واقعی و انتقاد، نه تعريف و تمجيد . احتمالا اين مهم نشان از انتقاد پذيری ما و اهميت به نظرات ديگران هست

حامد

در مورد کامنتتون برای ابوذر هم خود ابوذر بايد جواب بده اما انگار اين کامنت هم به قول خودتون از روی خصومت گذاشتيد . چون مگه دو تا دوست بايد مثل هم باشند .ضمن اينکه قرار نيست از نيمه خالی ليوان ننويسم . خانم خاله زهرا مبنای کار ما نوشتن هست هم از نيمه پر و هم نيمه خالی . به قول خودتون دوست نداريم الکی تعريف بکنيم و در مقابل هم از انتقاد بی جا خوشمون نمياد . گاها مطالب انتقادی می نويسيم و خيلی وقتها هم مطالب اميدوار کننده . هر دو طرف قضيه رو داريم هم نيمه پر و هم نيمه خالی .در مورد دوستی ها هم حرف شما درسته . ولی نه برای همه . خيلی از دوستان هستند که برای هم عين اينه می مونند و عيب ها و زيبايی های هم را نشان ميدن . شايد باورتون نشه اما من و ابوذر همين جور هستيم . مومن آينه مومن هست . خانم خاله زهرا بنابراين من بايد به شما بگم که شما ديگه چرا ؟ نه شما . موفق باشيد و مستدام

حامد

.این حرف شما دقيقا درسته . من هميشه خواستم که بچه ها نظراتشون را بگن . نمونه اش مطلب قبلی . شايد اگه کس ديگه ای بود قسمت نظراتو حذف می کرد ولی من اينکارو نکردم چون به نظرات ديگران اعتقاد دارم .در مورد انتقادی که من از شما کردم می تونيد صفحه وبلاگتون را توی اين عکس ببينيد .http://kashkool2.persiangig.com/1.jpg . البته من به کافی نت هم سر زدم ولی متن شما همون طور که خودتون گفتيد آبی کمرنگ بود ولی توی کامپيوتر من و يه کامپيوتر ديگه سفيد و ناخوانا هست . به نظرم بعيد ميدونم مشکل از من باشه چون يه جای ديگه هم تست کردم درست بود و يه جای ديگه هم مشکل داشت .در ضمن انتقاد از ديگران به قول شما اگه از روی خصومت نباشه خيلی هم خوبه و من گاها حتی اين انتقادات شما را اعمال هم کردم ولی انتقاد نبايد خسته کننده و الکی باشه . اگه خدا بخواد ظرف چند روز آينده مطلبی در مورد شرايط انتقاد کردن می نويسم که فکر می کنم از اين به بعد خيلی به دردتون بخوره .

ایرسا

سلام خاله جونم.خوبی مهربون؟چقدر قشنگ خاله فکر کنم روزی ۱۰۰۰ بار خدا را شکر می کنی که فرزندای گلی بهت دادن اميدوارم از همين بچگی هم مثل گل تربيتشون کنی!خوش به حالت .دوست دارم.موفق باشی!راستی جای شما بودم بچمو دعوا نمی کردم (اين اشاره ای است از اون نوشته ای که گفته بودين نمی دونيم تو اين مواقع دعواش کنيم يا هيچی نگيم)به نظرم با نرمی بچه خوب می فهمه!

دادگر

سلام اگه دوست داشتی به ما سری بزن خوشحال می شم

یوسف

سالم . ضمن اينکه لازمه ايام نو بهاری رو بهتون بگم ؛ باید بگم که نمی دونستم این صفحه را به نیت آقا پسرهاتون باز کرده بودید .. و هم اینکه نمی دونستم یک سال از افتتاح اون می گذره .. هر دو مورد رو بهتون تبریک می گم . من هم وقتی وبلاگ زدم به یه نیت دیگه ای بود ! اما حالا فکر می کنم تونستم تا حدی متحولش کنم . شما چی ؟ شما نمی خواین اونو آپگرید کنید ؟

مهشيد

اين فضولی ام بد درديه ها به خدا .داشتم فکر ميکردم چند سالگی ازدواج کردی. آخه من هی به اين مامی ميگم انقدر منو بچه حساب نکن مردم همسن من بچشونو ميفرستن مدرسه .يه دونه ازون نگاه هايی که آدم از دنيا و آخرتش سير ميشه ميکنه در جواب.:دی.

مریم

سلام به خاله زهرای گل... شرمنده دير خدمت رسيدم تازه از سفر برگشتم...سال نو بر شما و خانواده ی محترمتون مبارک**همچنين تولد يک سالگی وبلاگتون مبارک ***چه خوب کرديد از بچه ها نوشتيد ...بعد مدتها اينجا اولين جايی بود که سر زدم ..از طرف ما به آقا محمد هم سلام برسانيد ..موفق و پيروز باشيد.

ابوذر

سلام خاله جان . اولا شرمنده كه نفر آخرم يخده كار داشتم اونم از نوع مهمش . بعدش خواستم بگم كه دارم روي ورژن دوم متنم كار ميكنم گفتم اگه پيشنهادي ( نه انتقاد ) داري خوشحال ميشم بشنوم . ممنونم كه نظرتو بهم گفتي . بازم بهم سر بزن .

محفوظ

سلام عجب داستانی بود.خندم گرفت.نه اينکه بخوام مسخره کنم نه. به خاطر اين که داستانش جالب بود خندم گرفت